چکیده
مقدمه: بازاندیشی از مهارتهای اساسی در آموزش پزشکی است که نقش مهمی در رشد حرفهای و تصمیمگیری بالینی دارد. با توجه به کمبود شواهد در خصوص وضعیت بازاندیشی در دانشجویان، این مطالعه با هدف تعیین سطح بازاندیشی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۳ بر روی ۱۵۷ دانشجوی پزشکی در مقاطع مختلف (علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی و کارورزی) انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بازاندیشی کمبر، شامل ۱۶ گویه در چهار بعد "عملکرد از روی عادت"، "درک مطلب"، "بازاندیشی" و "بازاندیشی انتقادی" بود. دامنه نمرات کل پرسشنامه بین ۱۶ تا ۸۰ متغیر بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای من–ویتنی، کروسکال–والیس و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شدند.
نتایج: میانگین نمره کل بازاندیشی دانشجویان 65/5 ± 10/51 بود بالاترین میانگین مربوط به بعد "بازاندیشی" و پایینترین میانگین به بعد "عملکرد از روی عادت" تعلق داشت. بین دو جنس تفاوت معنیداری وجود داشت (0005/0=P) بهطوریکه میانگین نمره بازاندیشی در زنان بالاتر بود. همچنین، مقطع تحصیلی با سطح بازاندیشی ارتباط معنیدار داشت (001/0=P) و دانشجویان مقاطع بالاتر نمرات بیشتری کسب کردند. سن رابطه معناداری با بازاندیشی نشان نداد. مدل رگرسیونی نیز نشان داد که متغیرهای سن و مقطع تحصیلی در مجموع حدود 8/10 درصد از تغییرات نمره کل بازاندیشی را تبیین کردند.
نتیجه گیری: سطح بازاندیشی دانشجویان در حد متوسط بود و با افزایش مقطع تحصیلی بهبود یافت. این یافته نشان میدهد بازاندیشی مهارتی قابلپرورش است و گنجاندن فعالیتهای تأملی و بازخورد ساختاریافته در برنامه آموزشی میتواند به ارتقای آن کمک کند.
کلیدواژهها